موقع مرگ به بچه‌هام می‌گم ده میلیارد تومن گذاشتم زیر......
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بعدش می‌میرم. آی حال میده!86317_146fs96171.gif

[ سه شنبه 2 خرداد 1391 ] [ 11:45 ق.ظ ] [ بهناز ] [ نظرات ]

من این وروجک رو می خوااااااااااااااااااام

 


[ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 ] [ 09:32 ب.ظ ] [ بهناز ] [ نظرات ]

سلام.

امیدوارم حال همگیتون خوب و اوضاعتون بر وفق مراد باشه.

روز مادرم به همه ی مامانای گل تبریک میگم.امیدوارم هیچ خونه

ای بدون مادر نشه اینو از ته دل آرزو میکنم.

دیگه اینکه امروز غیر از روز مادر یه اتفاق تقریبا خوبم واسه من افتاد

عصر همین جوری که داشتم مثلا درس میخوندم مخم از کثرت حجم

 میانترما به سوت درامد و به سرم زد برم یه دوری

بزنم و بعدشم برم خونه ی مامان بزرگم آخه مامانم و خاله هامم

اونجا بودن.

رفتم و دیدم دست بر قضا دیدم یکی از دختر خاله هام که 2 سال به

 دلایلی که من هنوزم نفهمیدم با هم قهر بودیم

اونجا بود.منم خیلی عادی با همه سلام احوالپرسی کردم ولی

دروغ چرا؟با اون روبوسی نکردم!

اومدم خیر سرم بشینم خالم گفت چرا با س احوالپرسی نکردی؟؟؟

البته منظورش روبوسی بود چون من به همه سلام گفتم.بعد یهو

زبونش وا شد که بابا ولش کن و این حرفا ...

حالا جالبش اینجاس که خودش اول شروع کرده بود منم گفتم هر

کی قهر میکنه خودشم برمیگرده والااا...

اینو نگفتم شروع کرد به گله کردن اونم با لحن دعوا منم

فک کن دلیلش واسه این دو سال قهر؟تو فلان مهمونی اومدم

پیشت محلم ندادی منم گفتم برو بابا خدا شفات بده 2

سال واسه همین قهری من اصلا یادم نمیاد کیو میگه نمیتونستی

همون موقع فرداش پس فرداش هر موقع دلیلشو

ازم بپرسی؟آخه 2 سااااااال خو الانم نمیگفتی میذاشتی 30-40

سال دیگه

حالا نمیدونم چرا گریه میکرد یه تراژدی را انداخته بود مامانمم که

هزار ماشالا انگار منو از سر راه آورده هی میگه حرف

نزن تقصیر تو پررو

1 ساعت اومدم یه آبو هوایی عوض کنم کوفتمون کردن.

خلاصه اون گریه کنان رفت تو اتاق منم پشت سرش(البته به اصرار

مامانم)

آخه من اصلا مغرور نیستم اگه اشتباه از من بود که قبول میکردم

چرا تو دعوا هر کی گریه کنه برندس؟

دیگه منم کوتاه اومدم و رفتم بی مقدمه بوسش کردم

ولی همچنان واسم ناز میکرد

منم نامردی نکردم 2 تا ازون کلمات قصارمو بارش کردم گفتم جم

کن بابا من یکی باید ناز خودمو بکشه ناز میکنه واسه

من!بعدم 2 تایی زدیم زیر خنده

یکم که باهاش حرفیدم دیدم چقد تو این مدت دپرس شده

ما چون همسن بودیم خیلی رابطمون خوب بود نمیدونم چی شد که

 اینجوری شد؟

امیدوارم بتونیم به اون روزا برگردیم.

و امیدوارم همه بتونن به آرزوهاشون برسن.

اگه کسیو ناراحت کردم امیدوارم منو به بزرگی خودش ببخشه.

دیگه خیلی حرفیدم.

با یه دنیا آرزوی خوب شب همتون پر ستاره


[ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 08:33 ب.ظ ] [ بهناز ] [ نظرات ]

   پاپ ...

 کلاسیک ...

 هیپ هاپ ...

 رپ ...


 تکنو ...

 اسپید متال ...
 

  پاور متال ...


 در هنگام رانندگی ...

[ سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 ] [ 12:34 ب.ظ ] [ بهناز ] [ نظرات ]
خدایا ....
خیلی برگردون عقب یا بزن بره جلو ....
اینجای زندگی دلم خیلی گرفته ... !!!

[ جمعه 1 اردیبهشت 1391 ] [ 02:42 ب.ظ ] [ بهناز ] [ نظرات ]

در راستای افزایش نجومی جریمه ی تخلفات رانندگی آدم اگه بخواد

ماشینشو عوض کنه باید یه پولیم از جیب بذاره تنگ پول ماشین

خلافی شو بده!!!خو چه کاریه

پ ن 1:ماشینت رو بچسب بیخیال تنوع شو

پ ن 2:مثه بچه ی آدم رانندگی کن

 


[ دوشنبه 28 فروردین 1391 ] [ 09:24 ب.ظ ] [ بهناز ] [ نظرات ]
اینو یه جا خوندم زیبا بود گفتم براتون بزارم:

صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود. با خودش گفت: مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! و موهاشو بافت و روز خوبی داشت
فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو روی سرش مونده بود. گفت: امروز فرق از وسط باز میکنم. این کارو کرد و روز خوبی داشت
پس فردای اون روز فقط یک تار مو روی سرش بود. :اوکی. دم اسبی میبندم. این کارو کردو خیلی بهش میومد
روز بعد که بیدار شد هیچ مویی روی سرش نبود
فریاد زد...
ایول!!!
امروز دردسر مو درست کردن ندارم

همه چیز به نگاه تو برمیگرده. میتونی از زندگیت لذت ببری یا ازش نا امید شی

[ سه شنبه 22 فروردین 1391 ] [ 03:50 ب.ظ ] [ بهناز ] [ نظرات ]

گروهی از دانشمندان 5 میمون را در یك قفس قرار دادند و نردبانی كه بالای آن موزی را قرارداده بودند، در این قفس گذاشتند.

هر مرتبه كه یك میمون از نردبان بالا می رفت، دانشمندان بقیه میمون‌ها را با آب سرد خیس می كردند.
پس از مدتی هرگاه كه میمونی از نردبان بالا می رفت، بقیه میمون‌ها او را كتك می زدند.
پس از آن دیگر هیچ میمونی علیرغم میل درونی جرات بالا رفتن از نردبان را پیدا نمی كرد.
سپس دانشمندان تصمیم گرفتند كه یكی از میمون‌ها را عوض كنند. اولین كاری كه میمون جدید انجام داد آن بود كه از نردبان بالا رفت. بلافاصله بقیه میمون‌ها او را كتك زدند. پس از چند مرتبه تكرار این ماجرا، عضو جدید یاد گرفت كه نباید از نردبان بالا برود، هر چند كه دلیل آن را نمی دانست.
دومین میمون نیز تعویض شد و همین ماجرا اتفاق افتاد. میمون تعویض شده اول هم، در كتك زدن میمون دوم شركت كرد. میمون سوم تعویض شد و ماجرای كتك زدن مجددا تكرار شد. میمون چهارم تعویض شد و ماجرای كتك زدن مجددا تكرار شد و میمون پنجم تعویض شد.
در نهایت پنج میمون در قفس بودند كه هیچكدام هرگز با آب سرد خیس نشده بودند و هر بار كه یك میمون برای بالا رفتن از نردبان تلاش می‌كرد او را كتك می‌زدند.
اگر امكانپذیر بود كه از میمون‌ها سوال شود كه چرا میمونی كه از نردبان بالا می رود را كتك می زنند، قطعا جواب این می بود كه «نمی‌دانم، این روشی است كه همیشه انجام می‌شود!»

این جواب برایتان آشنا نیست؟؟؟


[ دوشنبه 14 فروردین 1391 ] [ 09:44 ب.ظ ] [ بهناز ] [ نظرات ]

کارمند بانک: می تونی یه وام واسه ما جور کنی؟

مهندس کامپیوتر: من کامپیوترم ویروسی شده می تونی ویندوزم رو عوض کنی؟

پزشک عمومی: می تونی برای چهارشنبه که بچه ام نرفته مدرسه یه گواهی بنویسی؟

دندونپزشک: بیا این دندون عقل من رو نگاه کن ببین سیاه شده باید بکشمش یا پرش کنم؟

 

تعمیرکار ماشین: این ماشین من نمی دونم چرا هی صدای اضافی می ده، می تونی بیای یه نیگا بهش بندازی؟!

بازیگر: واسه کسایی که میخوان بازیگر بشن چه نصیحتی دارید؟

مدیر یه جایی: می شه واسه این بهرام ما یه کار جور کنی؟

موبایل فروش: آقا این گوشی ۳۳۱۰ مارو می شه با یهN95 عوض کنی؟!

معلم: این حسن ما یه خورده تو ریاضی اش بازیگوشی می کنه می شه این پنج شنبه ی قبل از امتحان ریاضی اش شام تشریف بیارین خونه ما سر راه این اتحادارو هم یه بار براش بگین؟!

نماینده مجلس: این شهرام ما خیلی پسر گلیه می خواد زن بگیره می شه کمک کنید معافی این بچه رو بگیریم؟!

کارمند سازمان سنجش: سؤالای کنکور سال بعد رو نداری؟

نویسنده: یه روز بیا سر فرصت قصه زندگیمو برات تعریف کنم کتابش کنی!

معمار: این خونه مون باید کفش سرامیک شه و آشپزخونه اش اُپن، فکر می کنی چند روزه تموم می کنی؟

طلا فروش: الان اوضاع سکه چجوریاس؟

اقتصاد دان: بالاخره این بنزین رو می خوان چی کار کنن؟ یه سوال دیگه: می دونی اصلاً درآمد نفتی ایران چقده؟

وکیل: من اگه بخوام حضانت بچه ام رو بگیرم چی کار باید بکنم؟

روان شناس: من الان یه چند وقتیه بچه ام شبا جاشو خیس می کنه، روزا هم بینبش فعاله، شوهرم هم شیش ماهه خونه نیومده، این اواخر همه موهاشو کنده بود، خودمم فکر کنم افسردگی گرفتم، می خوام طلاق بگیرم، بعدشم خودکشی، سم هم تهیه کردم!!!!حالا چی کار می تونی برام بکنی؟

تایپیست: یه پایان نامه دارم ۹۵۸ صفحه اصلاً وقت ندارم تایپش کنم، نظر تو چیه؟

واقعاً چرا اینجوریه که همیشه با دیدن بقیه یاد درد و مشکلای خودمون می افتیم؟

 


[ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 08:29 ب.ظ ] [ بهناز ] [ نظرات ]

http://upit.cc/i/16983311.jpg


[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 06:23 ب.ظ ] [ بهناز ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

سلام.من بهناز 22سالمه این وبلاگو همین جوری واسه خنده درست کردم اصلا تو به این چیزا چیکار داری؟این همه مطالب خوشمل وبلاگو گذاشتی اومدی درباره ی سایتو میخونی که چی؟؟؟
نویسندگان
موضوعات وب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :